یادگاری
انگار همین دیروز بود که تصمیم گرفتم یه جا برای نوشته هایی که دوست دارم تو
فضای مجازی درست کنم.پارسال دوم دی بود که اولین پستم رو زدم و الآن چند روز
جلوتر این پست رو زدم که خودتون رو آماده کرده باشین
![]()
ازتون می خوام هر پیشنهادی برای بهتر شدن کلبه آرامش دارین بهم بدین و
از طرفی هرکی هرچی که دوست داره تو این پست به عنوان یادگاری برام
بنویسه،من با چند تا جمله از خودم این کار رو شروع میکنم:
اگه تو تموم لحظه ها تونستی لحظه ای رو پیدا کنی که غم توش نباشه،اون لحظه
رو طلایی رنگ کن که طلوع خورشید و طلوعی دوباره رو یادت بیاره.
![]()
وقتی خاطراتم رو آبیاریشون می کنی مواظب باش غرقابشون نکنی!!!!!
![]()
![]()
زیر آوار خاطرات مدفون شدن سخت است،ولی از آن سخت تر از خاطره ها
رفتن است.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نغمه زندگی
نمی خوام تو صحبتام غم باشه و درد ولی ما با یه رنج و درد مادرزاد متولد شدیم.
غیر از اینه!!!!نمی شه دنیا همیشه شاد باشه یا اونی باشه که ما همیشه
می خوایم و آرزوش رو داریم،دنیا به رسم و روش خودش عمل می کنه این ماییم
که باید اون رو به خدمت خودمون درش بیاریم،می تونیم ازش یه صحنه ابدی بسازیم
یا نه یه صحنه متزلزل میرا.حالا کودومش باشه دست خود ما و اراده ماست.
به قول شاعر:زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ![]()
![]()
![]()


