تبليغاتX
جایی برای یک لحظه آرامش

همراه

حالا چرا مثل آینه دق روبروم نشستی و زل زدی به چشام و از جاتم

تکون نمی خوری؟برو کنار بابا حوصلم و سر بردی این همه جا

فقط و فقط باید جلوی راه من سبز شی؟

ای بابا یه لحظه تنهام بذار،می خوام تنهای تنها باشم و با خودم خلوت کنم

این نمی شه که همیشه و همه جا باهام باشی و بهم اجازه نفس

کشیدنم ندی.

آره با توام!خود خود تو،اینهمه وقته فکر کردی دارم با کی حرف می زنم پس یه

بار محض رضای خدا راحتم بذار،درسته که گفتن سایه هر کس مثل دوستشه

 ولی من سایه سمج نمی خوام،هروقت میای کلی ناراحتم می کنی و

 بعدشم میذاری میری انگار نه انگار!!!! ای کاش اصلا وجود نداشتی.

 

!! نوشته شده توسط هــــدیه | 10 بعد از ظهر | سه شنبه 27 فروردین1387 •